پیله

پیله، بکارت کرم ابریشم است. پیله بسته ام و هجوم مورچه ها را از سرگذرانده ام. نمی دانم از نخواستن است یا  از نتوانستن. فرزانه می گفت نگهداری کرم ابریشم از همه کارهای دنیا سخت تر است. این را وقتی گقت که مورچه ها تن کرم های ابریشم اش را جویده بودند نه آن زمان که  از حمله خرس ها ی کوهستان جان سالم به در برد و از میان کوران برف دوباره به سرزمین زندگان فرود آمد!

با خودم فکر می کنم تو دست هایت را دورم حلقه می کنی و من دوباره تخت بر تخت پادشاهی ام خواهم خوابید. گیرم این بار دیگر فاصله یک نفس نیست که بدوم اش و کبوترها  این روزها به نشانه نتوانستن از پیش پایم شلان شلان می گریزند.

سنگ بزرگ نشانه هیچ چیز نیست .فقط سنگ است  می دانستی شش حرف سنگ مرا می سازند که به سینه آینده  ام می زنم ! وآنچه مرا به این بازی وا می دارد ترس از به بازی گرفته شدن است. دوره می کنیم شب را و روز را و هنوز را . آخر تو بگو از رودخانه همان یک بار هم نتوان گذشت…یا نخواستن گذشت؟

یک پاسخ به “پیله”

  1. نادان می‌گوید:

    سلام. داستان سرگشتگی ست. بیراهه رفتن. خود را به کوچه ی چپ و راست زدن. گم گشتگی ست . در آنچه می خواهی و نمی یابی. می یابی و نمی خواهی. فقط نمی دانم فرزانه در این میان چه کاره است؟ مایه ای برای دلتنگی؟ یا آرامشی برای بعد از خروج کرم ابریشم از پیله اش؟
    جالب بود . مرسی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.